السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
95
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
حال ، خود هم اعتبارى بوده ، دليل شود بر اين كه آن ماهيت از اعتباريت به اصالت ، تغيير موضع داده و از اين پس ، ماهيت يك حقيقتى شود كه واقعيت به آن مستند بوده و حقيقت خارجى به او قائم باشد ، اين انقلابى خواهد بود كه در ذات ماهيت پديد آمده و ذات آن را بدون هيچ دليل از اعتباريت به اصالت منقلب نموده است . و انقلاب ذات ، همانطورى كه بعدها خواهد آمد ، محال است . بنابراين ماهيت در هر حال با قطع نظر از وجود يك امر اعتبارى است و اگر واقعيت مىيابد در پناه وجود چنين چيزى را پيدا مىكند معلوم مىشود اصالت از آن وجود است نه چيز ديگر . نظريهء دوّانى در مورد اصالت وجود يا ماهيت متن وتبيّن ايضاً فساد القول بأَصالة الوجود . . . إلى الوجود الّذى هو الواجب . ترجمه با بيانات قبلى فساد گفتار كسى كه قائل است كه - وجود در واجب تعالى اصيل است و ماهيت در ممكنات - آشكار مىشود . همانطور كه دوّانى گفته است وى مطلب را چنين تقرير كرده است : وجود آن طور كه ذوق متألّهين ( كسانى كه در علم خداشناسى غور كردهاند ) اقتضا مىكند ، حقيقت خارجى و واحد شخصى است ؛ كه همان واجب تعالى باشد . و ماهيات ممكنه به واسطهء انتساب به آن وجود ، اصالت مىيابند . پس اطلاق موجود بر خداوند تعالى به معناى آن است كه او عين وجود است . و اطلاقش بر ماهيات ممكنه به معناى آن است كه آنها منتسب به وجودى كه آن واجب تعالى است ، مىباشند . شرح بر اساس گفتار محقق دوّانى به دو اصيل قائل مىشويم : يك امر اصيل وجود خداوند تعالى است كه يك حقيقت شخصى و عينى است و مبدأ تمام هستى مىباشد و ديگرى ماهيات ممكنه به دليل انتسابى كه به او پيدا مىكنند بر اين اساس وجود